هر دو مصیبت رحلت رسول اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) در ۲۱ مرداد وارد شده است. شاعران به همین دلیل دست به قلم شدند و برای این بزرگواران اشعاری سرودند.
افشین علا شعری با عنوان «ریسمان وحی» برای رحلت رسول اکرم(ص) سرود که در ادامه میخوانید:
تنها نه بی تو مکه و یثرب گریستند/ اهل زمین به مشرق و مغرب گریستند
در حجره تو جامه دریدند، اهل بیت/ پشت درت، ملائک حاجب گریستند
چون چیده شد ز روی زمین، ریسمان وحی/ در مکتبت مرکب و کاتب گریستند
ای آفتاب هر دو جهان، در غروب تو/ چون بارش شهاب، کواکب گریستند
تا غایب از نظر شدی ای ترجمان غیب/ در ماتم تو حاضر و غایب گریستند
تنها نه مسلمین، بشریت یتیم شد/ ادیان به سر زدند و مذاهب گریستند
عمری گریستی و چو رفتی، سلالهات/ بسیار در هجوم مصائب گریستند
سید عبدالله حسینی ضمن عرض تسلیت شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی(ع) که برای هموار کردن امر خلافت برای یزید پس از معاویه با توطئه مشترک یهودیان و امویان، توسط جعده دختر اشعث یهودی به شهادت رسید. این قصیده با عنوان «حرفهای سرخ» را به پیشگاه آن امام شهید تقدیم کرد:
ای حُسن محض، یا حَسَن، ای حُسن را عیار/ ای آنکه حُسن، یافت زِروی تو اعتبار
دیگر نداشت چهره یوسف ملاحتی/ روزی که یافت دفتر حُسن تو انتشار
خورشید لمعه ایست زچشم مشعشعات/ صد کهکشان به دور نگاه تو در مدار
آن حرفهای سرخ که در طشت غم زدی/ با لختههای خون جگر گشت ماندگار
در شان دستهای تو نازل شده است تیغ/ آنسان که زیب دست علی بود ذوالفقار
ای مصلح نخست که از برکت شما/ هرجا که نام توست بُوَد صلح برقرار
باران تیر بود که بر پیکر تو ریخت/ تابوت خون گریست برای تو زار زار
ای آفتاب گرد گرفته، مگر برم/ با پرنیان نرم غزل از رخت غبار
خلق کریم و خوی حَسَن، خلقت جمیل/ بیرون بود حساب سجایایت از شمار
زلف سیاه و روی سپیدت بهارِ حسن/ مصداقی از تولج لیل است در نهار
ای منتهای حُسن، تو را تا که آفرید/ گفت آفرین به حضرت خود آفریدگار
در کار خلقت تو خداوند در ازل/ هرچه که داشت علم و هنر کرد آشکار
روزی که ریخت طرح جمال ترا جمیل/ خلاق هر چه داشت هنرآمدش بکار
افکند طرح حُسن حَسَن را چنان که خود/ مبهوت ماند و کرد مباهات و افتخار
در ملتقای پاک «دو دریا» خدا زلطف/ از نور آفرید امامی بزرگوار
خلقت ز حُسن روی تو بهتر محال بود/ گفتم زسر یار کلامی به اختصار
تو جلوه جلال و جمالی؛ ندیده است/ زیباتر از جمال وجلال تو روزگار
من نیز خون دل زغمت خوردهام ولی/ طبعم زخونِ دل غزلی ساخت خون نگار




نظر شما